
بار دیگر محرمی، بار دیگر تاسوعایی، و عاشورایی. و بار هم قلم من قفل میشود. برای هر که نوشتم، برای هر چه نوشتم ولی برای حسین (ع) همیشه قلمم می ایستد.
· آری حسین (ع) و یارانش همه بر گزیده بودند. از مکه که به سمت کوفه در حرکت بود در هر مسیری بر عکس همه مردان جنگی و شورشیان و معترضین زمانه که به جمع آوری یاران و اصحاب و سیاه لشکر بر می خیزند، در هر منزلگاهی و تا آخرین دم همیشه گفت، بر گردید! راه ما سخت است، آنکه زن و فرزند دارد، آنکه ترس و شبهه دارد، آنکه جان و مال میخواهد از لشکر بیرون رود.
و شاید سرش همین باشد که این روزها و این سالها هر گاه خواستم از حسین(ع) بنویسم نتوانستم. حسین(ع) یار خالص میخواهد، لشکر خالص میخواهد، و حتی قلم خالص. شکسته باد قلمی که از حسین(ع) بنویسد ولی دلش با حسین(ع) نباشد.
· هدف از قیامش چه بود؟
در وصیت به برادرش محمد حنفیه نوشته بود: " لطلب الاصلاح فی امّت جدی" و در ادامه "ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر"
یعنی قیام کردم برای اصلاح امت جدّم؟ آری تقریبا ترجمه خوبیست. اما کاملتر برای درخواست(طلب) اصلاح در امت جدّم رسول اکرم. یعنی قیام نکردم که همه چیز را اصلاح کنم. قیام کردم که دار راه درست کردن و اصلاح کردن باشم. و این نکته ایست که حسین می آموزد به همه آنهایی که اگر هم فلان کار را بکنم نتیجه نمیگیرم!
و هم چنین برای امر به معروف و نهی از منکر! ای کاش میتوانستم و فرصت داشتم هر چه از ذهنم در مورد امر به معروف و نهی از منکر میگذرد را به دوستان بفهمانم تا این همه دید پست و پایین به این مهم نداشته باشیم. باز هم مثل همیشه؛ شاید فرصتی دیگر.

· در عزایش چه کنیم؟
دکتر علی شريعتي:
در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند، و بر حسيني مي گريند که آزادانه زيست.
اگر زندگی میکنی حسینی زندگی کن! به هیچ ظالمی سر فرود نیاور، از هیچ پستی کمک نخواه، هیچ چیزی را در راه رسیدن به هدفت دریغ مدار...
· چگونه عزاداریش کنیم؟
بعضی می گویند حسین(ع) مظلوم بود، به یادش دیده ها را پر اشک میکنیم، و به یاد ظلمی که بر او و خاندانش و کودکان و نوزادانش رفت گریه میکنیم، و بعضی می گویند حسین(ع) یک مسلک بود، حماسه بود، مسلکش را بیاموز و راهش را ادامه بده و جهادش را سرلوحه زندگیت قرار بده!
در حقیقت بهترین کار در این ایام و بهترین عزاداری ترکیبی از این دو است، برای مسیری که در پیش داریم یک روشن کننده راه میخواهیم و یه قوه پیشران، تا این راه را بپیماییم! با معرفت حسین(ع) مسیر خود را مشخص میکنیم و عزاداری و گریه را مانند همه این هزار و چهارصد سال گذشته پشتوانه احساس خود قرار میدهیم.
مگر نه این است که: " کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" هر روز عاشورا و هر مکانی کربلاست. و هر روز ندای "هل من ناصر ینصرنی" آیا یاری دهنده ای هست که مرا یاری دهد؟ به قول سید مرتضی آوینی: کربلا را تو مپندار که شهریست در میان شهرها و نامی است در میان نام ها، کربلا حرم حق است و هیچ کس را به جز یاران آخرالزمانی امام حسین(ع) به آن راه ندارد...
پس حسین(ع) و راهش را بشناسیم و به راهش و مسلکش قدم بگذاریم.
و مگر نه این است که این همه سال، از ورای این همه حکومت و این همه تاریخ، آنچه نام حسین(ع) را زنده نگهداشته است و ما را هنوز بعد از این همه سال به طرفش میکشاند، عزای حسین است؟
پس حسین(ع) را بشناسیم، در راهش قدم برداریم و نام ویادش را زنده نگاه داریم!



